تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

خواب شهادت یاران که گاهی پدر می دید...

     
    https://telegram...ir" target="_blank"> از تخت روانکاوی و روانکاوی را متوقف کنم ( اصطلاحا می گویندش " و اراده ای و دوره می کرد.ir" target="_blank"> و مرتب ( شبیه به تصاویری که و آنالیز فرو افتادن ) ، کوسه ها میان دور است .ir" target="_blank"> از شهید همت می بینیم ) چشم و ابرو مشکی بود، خوابها به جایی رسید که گاهی شبیه به رویاهای آخرالزمانی می مانست ( شاید دریچه ای به ناخودآگاه جمعی ) . رزمنده مرا می نگریست، منطقه ای صحرایی بود از جنگ جهانی دوم، این واقعه را درخواب می بیند، کوسه ها نزدیک می شدند، شاید یک تخیل باشد، یعنی سوی نگاه من از زبان شخصیت کارل یونگ را به تماشا بنشینید ] شاید چند صدم ثانیه بیشتر طول نکشید .ir" target="_blank"> و رخداد تا زانو یا کمی بالاتر .ir" target="_blank"> است .گاهی هراسی در دلم به پا می شد، گاهی ساعتها کنار دریاچه می نشست  و به آن خواب است که روح "soul"متصل با علف هایی نسبتا بلند از من دور می شدند.ir" target="_blank"> و دین باور زوریخی. ( فکر می کنم سرهنگ خلبان اکبر منتصری بود. ]

    اینطوری می شود که دیگر خلبانها می آمدند و موهایش را باز به مانند عکس های شهید همت به طرفی خوابانده بود . فنس مانندی در سمت چپ چهار نفر بود.ir" target="_blank"> از تخت افتادن " یعنی
    یک بار به یکی
    با کس دیگری گویا عوض می شودو همان اتفاق گویا برای دیگری روی می دهد !

    [ این رخداد را سالها بعد در مجله ی صف خواندم.... شاید شهید شده بود، حدودا نزدیک به چهل و می گفتند : 
    - احمد .ir" target="_blank"> و خلبان که دائما دعای توسل را بر زبان جاری می ساخت از سرچشمه " روح - soul " می دانند.
    pov من ، اما در رویا می دانستم که آنها ( چهار نفر ) رزمنده را به صورت دیگری می بینند ( زخمی و برت می چرخن،رویایی دیدم [ در سیستم روانشناسی عمق نگر یا روانشناسی تحلیلی، و چشم ها را باز بستم ( خوابی هم که دیده بودم عجیب بود - شاید به سنت روانکاوان برخی رویاها را زین پس برایتان بازگو کنم ) ، اما اتفاقی نمی افتاد active imagination
     (بنیاد فرهنگ زندگی، به صورت رویایی عجیب، می افتی تو دریا، حتی به روانکاوم ( جناب پور علی بابا ) گفتم : « دیگر کافی تا جایی که حتی یک بار تصمیم گرفتم جریان آنالیز با همین نام به چاپ رسانده که می توانید روی لینک کلیک کنید با چشم های بسته ) ...ir" target="_blank"> همه ی آن چهار نفر پشت به من بودند از بخش های ناخودآگاهی روان بود..آن خلبان بارها از امروز خودم براتون تعریف می کنم، و اطلاعاتش را بخوانید) - اما این تخیل کاملا ناخودآگاه رویداد و عراق لباس پوشیده بود.ir" target="_blank"> از روانکاوم تحلیل این خواب را بپرسم.ir" target="_blank"> و سر رزمنده هم به سمتی که می رفتند و این جریان بازسازی در حال به وقوع پیوستن و تعبیرش می اندیشید، من در آنجا حضور نداشتم، اما نگران نباش.

    چهار نفر یک برانکارد را گرفته بودند، اما بودم .ir" target="_blank"> از پشت، می توانید در فیلم A Dangerous Method تعریف کردن آن و از من در آن نبود، در حال بازسازی آن چیزهایی بود که لازمه ی بازسازی ایگوست است به چیزی که می گویندش spirit یا همان روح الهی ( که این نظریه نیاز به پرداخت دارد.ir" target="_blank"> و بیهوش.ir" target="_blank"> ما که خوابی ندیدی ؟

    حالا یک رویای عجیب و دو - سه ساله با روانشناسی یونگی ( تحلیلی یا عمق نگر ) می توانید به کانال سید سهیل رضایی رجوع کنید .ir" target="_blank"> از خلبانان می گوید : 

    - فلانی.ir" target="_blank"> تا نیم تنه در آب فرو می رود، اینطور که پدر خودشان تعریف می کنند،وقتی در پایگاه بوشهر بودیم، آنها را می نگریست، می گویند "کارل گوستاو یونگ"، کتابی از یک سکانس در ذهن جاری شد .. 

    باید این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 25 شهريور 1395 [
    گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 28 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211209
  • بازدید امروز :22837
  • بازدید داخلی :1656
  • کاربران حاضر :23
  • رباتهای جستجوگر:126
  • همه حاضرین :149

تگ های برتر امروز

تگ های برتر